السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
455
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
تُحَمِّلْنا ] ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ، وَ اعْفُ عَنَّا ، وَ اغْفِرْ لَنا ، وَ ارْحَمْنا ، أَنْتَ مَوْلانا ، فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ . رَبَّنا ، آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً ، وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ، وَ قِنا برحمتك عذاب النّار . و صلّى اللَّه على سيّدنا محمّد النّبىّ و آله الطّاهرين و سلّم تسليما . » - پاك و منزّه است خداوندى كه همه چيز در برابر عظمت او فروتن است ، منزّه است خداوندى كه همه اشياء در برابر سرافرازى او خاكسارند ، منزّه است خداوندى كه همه چيز براى امر و فرمانروايى او خضوع دارند ، منزّه است خداوندى كه تمام امور با گذاشتن زمام و تمام اختيار خويش در دست او ، تسليم اويند . ستايش خداوندى را كه هر كس به ياد او باشد فراموش نمىكند ، سپاس خدايى را كه هر كس او را بخواند محروم نمىگرداند ، سپاس خدايى كه هر كس بر او توكّل نمايد كفايت مىفرمايد ، سپاس خداوندى را كه نگاهدارندهء آسمان و گسترانندهء زمين و باز دارنده و فراگيرندهء درياها و چينندهء كوهها و پديد آورندهء حيوانات و آفرينندهء درختان و گشايندهء چشمههاى زمين و تدبيركنندهء امور و رانندهء ابرها و روانكنندهء باد و آب و آتش از ژرفاى زمين به صورت متصاعد در هوا ، و فرود آورندهء گرما و سرماست ، خداوندى كه به نعمت او اعمال شايسته ، كامل گشته ، و به شكر او مستحقّ افزونيها مىگرديم [ يا : انسان مستحقّ آن مىگردد ] ، و به امر او آسمانها برپا ، و به سربلندى او كوههاى استوار استقرار داشته ، و حيوانات وحشى در بيابانها ، و پرندگان در لانههايشان در كوهها و ديوارها تسبيح او را مىگويند . ستايش خدايى را كه بالا برندهء درجات ، نازلكنندهء نشانههاى روشن ، گسترش دهندهء بركات ، پوشانندهء عيبها ، قبولكننده كارهاى نيك ، درگذرندهء لغزشها ، بر طرف كنندهء ناراحتيهاى سخت و گلوگير ، فرو فرستندهء بركات ، اجابتكنندهء دعاها ، [ و بر آورندهء حوايج ] ، زندهكنندهء مردگان مىباشد ، و معبود تمام كسانى است كه در زمين و آسمانها هستند . سپاس براى خداوند به خاطر هر حمد و ذكر و شكر و شكيبايى و نماز و زكات و شبزندهدارى و عبادت و سعادتمندى و بركت و افزونى و رحمت و نعمت و كرامت و هر امر واجب و در حال خوشحالى و رنجورى ، و سختى و فراخى ، و مصيبت و بلا ، و مشكل و راحتى ، و بىنيازى و نيازمندى و بر هر حال و در هر لحظه و زمان و در هر حال اقامت و رفتن و ايستادن .